كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي

مقدمهء كتاب 25

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )

كمال الدّين خوارزمى را بهتر بشناسيم نقدى بر نقل‌هاى ديگران در اين باب در نام او و پدرش جاى هيچ‌گونه ترديد و ابهامى نيست ، چه ، گذشته از نقل بعض از مورّخان و ارباب تذكره « 1 » ، خود مكرّر بدان تصريح كرده و در موارد عديده خود را حسين بن حسن ناميده . چنان كه در مقدّمهء ينبوع الاسرار مىنويسد : « . . . چنين گويد بندهء ضعيف ممتحن به انواع رزايا و اصناف محن حسين بن حسن احسن اللّه اليه و غفر له و لوالديه . . . » « 2 » همچنين است در ساير آثار و تأليفات نفيس او ، مانند جواهر الاسرار و المقصد الاقصى فى ترجمة المستقصى . « 3 » و آنگاه در مقطع يكى از غزلهاى خود به مطلع : گر پريچهرهء مه‌پيكر من بازآيد * روشنايى به بصر جان به بدن بازآيد خود را حسين بن حسن مىخواند و چنين آورده : دارم امّيد كه بر رغم حسودان ز سفر * مونس جان حسين بن حسن بازآيد « 4 » در شعر همه جا « حسين » تخلّص مىكرده ، جز در مواردى معدود كه « حسينى » را شايد به ضرورت شعرى به جاى « حسين » آورده . « 5 »

--> ( 1 ) . ر . ك : مطالب منقول در مجالس النّفائس و حبيب السّير و هفت اقليم در صفحات پيش . ( 2 ) . ر . ك : ص 2 متن كتاب ينبوع الاسرار . در نصيحت‌نامهء شاهى نيز عين اين عبارت تكرار شده است . ( 3 ) . ص 2 و 5 ، در اين كتاب كلمات « الخوارزمى الكبروىّ » به دنبال « حسين بن حسن » آمده است و اين لفظ منحصرا در اينجا ديده شد . ( 4 ) . ر . ك : ديوان منسوب به منصور حلّاج و مقاله‌اى از مصحّح زير عنوان « ديوان منصور حلّاج از كيست » مندرج در شماره مخصوص گروه زبان و ادبيّات فارسى ضميمهء مجلّهء دانشكده ادبيّات دانشگاه تهران سال 1360 . ( 5 ) . ر . ك : ديوان مذكور ص 88 و 113 و 179 . در يكى از صفحات كتاب مقصد الاقصى ، آنجا كه به ممدوح خود ( ابراهيم سلطان ) توصيه مىكند تا به حال ضعفا و مساكين و علما و سادات توجّه نمايد عبارت ، آن‌چنان است كه بر روى كلمهء « سادات » تكيه و توجّهى خاصّ دارد . پندارى كه خود را نيز در رديف آنان شمرده است . در مقطع يكى از غزلهاى خود نيز به تعريض اين مطلب را بيان مىكند و خود را « سبط نبى » مىخواند . آيا وجود اين قراين مىتواند سبب دادن احتمال به سيّد « حسينى » بودن او باشد ؟ نفى و اثبات آن هر دو احتياج به پيدا شدن دليل و سندى قوىتر دارد .